| اشتراک از طریق RSS

نه قانون موفقیت از نگاه دنیل آمن

۲۸ اردیبهشت, ۱۳۹۱ | ۲ نظرات | در موضوع من یار مهربانم | زینب جم

واژه “خودشناسی” مفاهیم زیادی را در بر می‌گیرد که قطعا در کارگاهی که ۲ خرداد با حضور اعضای سایت همینا قرار است برگزار شود، امکان بحث و بررسی پیرامون تمام این مفاهیم وجود ندارد. در این کارگاه قرار است بر یکی از موضوعات خودشناسی با عنوان “خودتخریبی” تمرکز کنیم.

دکتر دنیل آمن در کتاب ” به خودت لگد نزن” تلاش کرده است طی برنامه ای پویا برای همیشه به رفتارهای خودتخریبی افراد پایان دهد. او در این کتاب از شما می‌خواهد که همراه با برنامه‌های کتاب پیش بروید تا در نهایت بتوانید به نتیجه‌ای رضایت بخش برسید. این کتاب به ما کمک می‌کند که در ابتدا اهداف و آرزوهای خود را شناسایی کنیم و مسیر موفقیت را براساس ویژگی‌های خودمان تشخیص دهیم. سپس به رفتارهای ما می‌پردازد که چگونه ما را از رسیدن به اهدافمان بازمی‌دارد. در این بخش شما با دادن تست‌هایی نسبت به رفتار مخرب خود آگاه می‌شوید. پس از شناخت این عوامل یاد خواهید گرفت که چگونه مسیر زندگی خود را تغییر دهید و به اهدافتان نزدیک شوید. در بخش اول کتاب نه قانون برای موفقیت تعریف شده است که به اختصار به آنها اشاره می‌کنم:

قانون اول: فقط شما می‌توانید موفقیت را برای خودتان تعریف کنید. اگر شخصی در کاری خاص موفق است لزوما به این معنا نیست که اگر شما هم آن راه را بروید موفق خواهید بود. موفقیت کاملا شخصی است!

قانون دوم: موفقیت یک احساس است. پول، مدرک، شغل مناسب و … زمانی خوب هستند که به شما احساس موفقیت بدهند. اینها ممکن است فقط نشانه های موفقیت باشند. همه چیز به احساس شما بستگی دارد.

قانون سوم:کسب موفقیت با هر قیمتی ممکن است موفقیت نباشد. حواستان باشد که در راه رسیدن به موفقیت ارزش‌ها و اعتقاداتتان زیر سوال نرود.

قانون چهارم: موفقیت یک روند است. اگر هدفی برای خود تعیین کردید و موفق شدید که به آن برسید، حتما اهداف جدیدی برای خود تعریف کنید. مردمان موفق همیشه در مسیر موفقیت بودند. ثابت ماندن برای آنها معنا نداشت.

قانون پنجم: موفقیت در قدم‌هایی است که برداشته می‌شود. مسیر موفقیت درست مانند راه رفتن کودک نوپایی است که آرام آرام و همراه با خوشحالی و شعف است.

قانون ششم: موفقیت “متعادل عمل کردن” است. توجه زیاد به یک قسمت از زندگی نباید ما را از بقیه مسائل زندگی عقب بیاندازد.

قانون هفتم: موفقیت یادگرفتنی است. هیچ آدم موفقی، ذاتا موفق به دنیا نیامده است.

قانون هشتم: نباید انتظار داشت که خیلی زود و نه خیلی دیر به موفقیت برسید. نه خیلی عجول باشید و نه خیلی صبور. بهتر است اهدافتان واقعی باشد و زمان رسیدن به آنها هم پیش بینی شده باشد.

قانون نهم: برای موفقیت با خودتان صداقت داشته باشید.با خودتان روراست باشید؛ واقعا چه چیزی برایتان مهم است؟؟ بدست آوردن پول، علم آموزی، تشکیل یک خانواده خوب یا…؟؟

اجازه بدهید مباحث اصلی کتاب که همانا ویژگی های مخرب هر فرد در زندگی‌اش است را در کارگاه روز سه شنبه بررسی کنیم. مطمئن باشید شناخت این رفتارهای نادرست گام بلندی هم برای رسیدن به موفقیت و هم بهتر شدن روابطتان با دیگران خواهد بود.

برچسب: , ,

امروزتان مبارک

۲۳ اردیبهشت, ۱۳۹۱ | ۶ نظرات | در موضوع دخترونه | زینب جم

گاهی باید زن باشی تا…

بتوانی درک کنی چقدر کار در یک جامعه مردسالارانه سخت است؛

بتوانی در عین محدودیت‌هایت به بهترین جایگاه ها برسی؛

احساست در موقعیت‌هایی به تو راه را درست نشان دهد؛

پس از یک شکست خم شوی، اما شکسته نشوی؛

طعنه‌ها را بشنوی، اما مثل همیشه به آنها اهمیت ندهی؛

بدانی در خیلی از کارها نه پابه پای یک مرد بلکه بیشتر از یک مرد باید کار کنی؛

توانایی این را داشته باشی که همه چیز را باهم اداره کنی؛ خانواده، کار، دوستان و …؛

اما اینها خیلی هم مهم نیستند، چون تو یک زنی و خوب یاد گرفتی که چطور باید در این شرایط رفتار کنی….

این روز را به همه زنان و دختران سرزمینم، مادرم و همه دوستان خوب همینایی ام تبریک می‌گویم.

روزتان مبارک

برچسب: ,

رویایت را نکش!

۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۱ | ۹ نظرات | در موضوع جور دیگر باید دید | سمانه سلطانی

یک لحظه چشم‌هایتان را ببندید و به دوران کودکی‌تان برگردید، دوران آرزو و رویاها………….

همه‌ی رویاها و آرزوهای ما در آن دوران فقط رویای داشتن یک اتاق پر از خوراکی و اسباب‌بازی یا انجام کارهای فوق‌العاده مثل شخصیت‌های کارتونی نبود، فقط رویاهای بچگانه نبود، همه‌ی ما آرزوهایی داشتیم که مختص به دوران بزرگسالی‌مان بود؛ این که دوست داشتیم در آینده چه کسی بشویم.

رویای کودکی

حالا ما بزرگ شدیم، یا در مسیر آرزوهایمان هستیم یا این که کلی از آن‌ها فاصله گرفتیم. خیلی‌هایمان از آن رویاها دور شدیم ولی باز هم به آن فکر می‌کنیم و دوست داریم که مسیر زندگیمان را برای رسیدن به آن‌ها تغییر بدهیم. اگر هرکدام از ما دنبال رویاها و خواسته‌هایمان می‌رفتیم مطمئنا حالا خیلی موفق‌تر و صد البته خوشحال‌تر از آن چیزی بودیم که در حال حاضر هستیم. خیالمان راحت بود که کاری را که دوست داریم انجام می‌دهیم.

همین الان خیلی از ما دوست داریم مسیر زندگیمان را عوض کنیم و برای رسیدن به رویاهایمان تلاش کنیم. ولی اکثر ما ۵ دلیل برای خودمان می‌آوریم که بی‌خیال آنها شویم.

۱٫ خودمان را دست کم گرفته‌ایم! هرکدام از ما دوست داشتیم وارد حرفه ی خاصی بشویم و کار خاصی را انجام دهیم، ولی به خودمان گفته ایم من از عهده‌ی این کار برنمی‌آیم، استعدادش را ندارم، من در این کار حتما شکست می خورم و …

۲٫ تامین مالی. می گوییم که در وضعیت فعلی حداقل امنیت مالی و شغلی داریم. اگر بخواهیم مسیر زندگی‌مان را عوض کنیم معلوم نیست چه اتفاقی بیفتد.

۳٫ رقبا. با خودمان فکر می‌کنیم که در این کار دست خیلی زیاد است و افراد زیادی در این کار هستند. این حرف‌ها فقط ما را نسبت به رویایمان سرد می‌کند.

۴٫ اجبار والدین. شاید در جامعه ی ایرانی این دلیل بسیاری از ما برای فاصله گرفتن از رویایمان باشد. کاری را دوست داریم که پدر و مادرمان دوست ندارند.

۵٫ مسئولیت‌های خانوادگی. ممکن است شما ازدواج کرده اید و صاحب خانواده هستید، مسلما مسئولیت‌های شما در زندگی خیلی بیشتر شده است. با خودتان می گویید الان دیگر خیلی دیر شده است و نمیتوانم تغییر کنم، بهتر بود چندسال پیش این کار را انجام می دادم.

لطفا این دلایل را از ذهنتان پاک کنید و رویای تان را نکشید!

همه ی ما فقط یک بار فرصت زندگی کردن داریم، همه ی ما این نکته را می‌دانیم ولی مثل این که آن را جدی نگرفته‌ایم، این حق ماست که در این دنیا سراغ رویاها و آرزوهایمان برویم و آن ها را تبدیل به واقعیت بکنیم. مسلما وقتی کارهای مورد علاقه‌مان را انجام دهیم از زندگی لذت بیشتری می‌بریم و این باعث می شود سلامت ذهنی و جسمی و انرژی بیشتری برای ادامه‌ی زندگی داشته باشیم.

برچسب: , ,

من زمین را دوست دارم

۰۴ اردیبهشت, ۱۳۹۱ | ۲ نظرات | در موضوع زمین مال ماست! | سمانه سلطانی

یک لحظه فکر کنید که ماشین زمان اختراع شده‌است و شما انتخاب شده‌اید که به آینده سفر کنید. قرار است شما به سال ۲۷۰۰ میلادی سفر کنید. حتما خیلی هیجان زده شده‌اید و در رویاهایتان به این می‌اندیشید که چه چیزهای جالب و شگفت‌انگیزی در انتظارتان است. لابد فکر می کنید که مردم آینده با سفینه‌های فضایی به جای اتومبیل در انتظارتان هستند تا شما را به تور زمین‌گردی ببرند! بهتر است زیاد در رویاهایتان غرق نشوید، کمربندتان را ببندید. مثل همه ی فیلم‌های سفر در زمان شما وارد یک تونل سیاه می شوید و ۱ ۲ ۳…. یک‌دفعه سر از زمان آینده درمی‌آورید.

حالا چشم‌هایتان را باز کنید، می‌دانم که حسابی شوکه شده‌اید و توی ذوقتان خورده است. شما فقط کوهی از زباله می‌بینید، تا چشم کار می کند ساختمان‌ها و آسمان‌خراش‌هایی را می‌بینید که هیچ‌کس در آن‌ها ساکن نیست. لطفا داد نزنید هیچ آدمی را نمی‌توانید ببینید. آدم‌ها چند صد سالی می‌شود که زمین غیرقابل زندگی را ترک کرده‌اند. در این سیاره هیچ اثری از حیات نیست. دیگر خبری از کوه‌های بلند، جنگل‌های سبز و دریاهای آبی نیست. شما نمی‌توانید هیچ موجود زنده‌ای را در زمین پیدا کنید، نسل حیوانات و حشرات خیلی وقت است که منقرض شده‌اند. هیچ رنگی در زمین نمی‌بینید همه جا سیاه و خاکستری است. لطفا به آسمان هم نگاه نکنید تا بیشتر از این ناراحت نشوید.

صبر کنید، درست است شما یک روبات دیده اید. اسم این روبات wall-e  است که همراه با یک سوسک که تنها همدم او در این سیار‌ه ی کثیف است زباله‌ها را جمع‌آوری می کند. این روبات نیز از این وضعیت خسته شده‌است. بهتر است از او سوال کنید که چه بلایی سر زمین و آدم هایش آمده‌است. حتما به شما می گوید که آدم‌ها آنقدر نسبت به محیط زیستشان بی‌تفاوت بودند که  حالا خودشان هم با سفینه‌ی فضایی به سیاره‌ی دیگری برای زندگی رفتند و تبدیل به موجودات تنبل و چاقی شده‌اند که دیگر در بین آنها هیچ اثری از محبت و دوستی نیست. معلوم است وقتی در جایی زندگی کنی که هیچ اثری از گیاهان سبز نباشد عشق و محبتی هم نباید وجود داشته باشد.

حتما تا به حال فهمیده‌اید که این صحنه‌های سفر خیالی شما راجع به انیمیشن فوق العاده wall-e است. نگران نباشید آخر قصه خیلی خوب تمام می‌شود. وال ای و ایو نشانه‌ی حیات را در سیاره‌ی ما پیدا می کنند و باز هم آدم‌ها به سرزمین‌مان باز‌می‌گردند. سبزی گیاهان عشق و محبت هم را بین آدم‌ها برمی‌گرداند. و این‌گونه دو ربات به کمک آدم‌ها می‌آیند.این انیمیشن درسال ۲۰۰۸ ساخته شده است و احتمالا تا به حال یک بار آن را تماشا کرده اید، ولی پیشنهاد می‌کنم به مناسبت روز زمین بار دیگر به تماشای آن بنشینید.

گیاهی برای زندگی

این انیمیشن با روند کنونی زندگی ما آدم‌ها می‌تواند تبدیل به یک فیلم واقعی شود! می‌دانم که شما هم از این سفر لذت نبردید ولی لااقل امیدوارم که باعث شود قدری به خودمان بیاییم، به فکر سیاره ی زمین باشیم و به این فکر کنیم که حق زندگی را نباید از نوادگانمان بگیریم. آن‌ها هم حق دارند مثل ما از طبیعت زیبای سیاره‌ی زمین لذت ببرند. این‌گونه نباشد که فقط کوهی از زباله را برای آنها به یادگار بگذاریم. امیدوارم جمله‌ی “محیط زیستمان را حفظ کنیم برای حفظ سیاره ی زمین” را فقط در حد یک جمله‌ی شعاری نگوییم و واقعا برای این جمله از دل و جان مایه بگذاریم. از همین لحظه شروع کنیم، باور کنیم کار سختی نیست……

lمن زمین را دوست دارم

برچسب: , , ,

۸ نکته کاربردی برای حفظ محیط زیست

۰۳ اردیبهشت, ۱۳۹۱ | بدون نظر | در موضوع زمین مال ماست! | زینب جم

روزهایی در تقویم وجود دارند که هرچند تنها یک روز در سال را به خود اختصاص داده‌اند اما به قدری اهمیت دارند که تاثیر خود را در تمام طول سال بر زندگی ما می‌گذارند. ۲۲ آوریل، روز جهانی زمین پاک، یکی از همین روزهای تاثیرگذار و مهم است. قبلا در پستی جداگانه پریا فرهادی نکته های برای حفاظت از لایه ازون را یادآور شده بود. اما امروز و به مناسبت روز زمین پاک شاید بهتر باشد قدری زاویه دیدمان به مسائل را عوض کنیم. به این موارد توجه کنید:

آب، این مایع حیاتی.

- هنگام شستن دندان‌ها، شستن ظروف و … می‌شود به جای باز گذاشتن طولانی مدت شیر آب در مواقع لزوم از آن استفاده کرد.

- چقدر آب هنگام شستن برنج یا حبوبات هدر می‌روند؟ می‌شود از این آب برای آبیاری گیاهانمان استفاده کنیم.

- هیچ می‌دانید با آلوده کردن آب رودها و دریاها و ریختن زباله و آشغال در انها مرگ بسیاری از موجودات دریایی که به میزان اسیدی یا قلیایی بودن آب  حساس هستند را رقم می‌زنیم. این موجودات نیز جزئی از محیط زیست ما هستند.

زباله کمتر، زندگی بهتر.

- هنگام خرید دقت کنید و کالاهایی را بیشتر بخرید که بسته بندی آنها قابل بازیافت باشد. ساعت ۹ شب زباله‌هایتان را تفکیک‌شده بیرون بگذارید.

- یک کیسه پارچه‌ای همیشه همراهتان باشد تا زمانی‌که فروشنده می‌خواهد خریدهایتان را داخل کیسه پلاستیکی بگذارد بگویید “متشکرم، احتیاجی نیست”

- بسیاری از کالاها عمر طولانی دارند. آنها را دور نیندازید؛ یا آنها را به دیگران ببخشید و یا با قیمت مناسب‌تر به دیگران بفروشید. یادمان باشد که استفاده مجدد از کالاها یک گام اساسی برای حفظ محیط زیست است. می‌توانید برای این منظور همین حالا سری به همینا بزنید…

به گیاهخواری روی بیاورید.

- خوردن گیاهان علاوه بر کمک به حفظ سلامت بدن، کمک شایانی هم به حفظ محیط زیست می‌کند.

- حدود ۵۱ درصد از گازهای گلخانه‌ای به دلیل تولید محصولات دامی ایجاد می‌شوند. این برای آینده کره‌ی زمین بسیار خطرناک است.

این نکات تنها چند مورد از اقداماتی هست که ما می‌توانیم برای کمک به حفظ زمین و محیط اطرافمان انجام دهیم. بهتر است این اطلاعات را با دیگران نیز شریک شویم. لزومی به پرینت گرفتن نیست. می‌‌شود از راه های دیگر اقدام به نشر دانسته‌ها کرد تا بدینوسیله درختان نیز آسیب نبیند…

برچسب: ,

تخفیف یا تخریب؟!

۲۹ فروردین, ۱۳۹۱ | ۹ نظرات | در موضوع ریز و درشت بازاریابی | پریا فرهادی

نمی‌دانم آیا شما هم هنگام پیاده‌روی‌هایی که در مسیر کارتان دارید به مغازه‌های اطرافتان نگاه می‌کنید یا خیر. حدود ۶ ماه پیش یکی از کفش‌فروشی‌های خیابان ولیعصر را دیدم که تخفیف ۲۰ درصدی برای اجناسش گذاشته بود. یک ماه بعد باز همان برگه‌های تخفیف پشت شیشه‌ی مغازه بود… همین حالا هم اگر از آنجا عبور کنیم هنوز آن برگه‌های پشت ویترین دست نخورده‌اند و سرجایشان هستند. اولین باری که وارد مغازه شدم فروشنده گفت تخفیفش برای مدت مشخصی هست ولی حالا میبینیم که این‌طور نبوده …

تخفیف دادن یکی از ابزارهای پیشبرد فروش است که معمولا زمانی استفاده می‌شود که افت فروش وجود داشته باشد و برای جبران این مساله با دادن تخفیف، تعداد افرادی که به استفاده از کالا یا خدمات ترغیب می‌شوند افزایش پیدا می‌کند. یا این که اگر اجناسی در انبار مانده‌اند و باید سریعتر فروخته شوند فروشندگان حاضر به دریافت ضرر از فروش آن کالاها با قیمت بسیار پایین می‌شوند تا هم بتوانند آن اجناس را بفروشند و هم خریداران حین خرید آن‌ها، اجناس دیگری که قیمتشان معمولی است را نیز خریداری کنند.

اما اگر این کار برای همیشه ادامه داشته باشد و یک فروشگاه هیچگاه تخفیف ۲۰ درصدی خود را از پشت ویترین برندارد، قطعا به تخریب تصویری که مشتری از آن فروشگاه دارد کمک می‌کند. ممکن است بسیاری از افراد فقط یک بار این درصد از تخفیف را ببینند و عبور کنند اما مطمئنا افراد زیادی هستند که در زمان‌های مختلف با این تخفیف ثابت مواجه می‌شوند و کم‌کم دید آن‌ها نسبت به فروشگاه و اجناس آن عوض خواهد شد.

باید توجه داشت که می‌توان با استفاده‌ از ابزارهای متنوع، جذابیت بیشتری ایجاد کرد. صاحب کسب‌وکار نباید همیشه از یک روش برای ترغیب افراد استفاده کند بلکه در زمان‌های مختلف می‌تواند ابزارهای متنوع و متفاوتی را به کار گیرد. به کارگیری ابزار پیشبرد فروش شاید در نگاه بسیاری از فروشندگان کار ساده‌ای باشد اما در واقعیت این‌طور نیست؛ باید جوانب بسیاری هنگام استفاده از این‌ روش‌ها بررسی شود تا تاثیر منفی جای تاثیر مثبت را نگیرد.

برچسب: , ,

من اشتباهی بودم!

۱۴ فروردین, ۱۳۹۱ | ۱۵ نظرات | در موضوع جور دیگر باید دید | زینب جم

مرد هزار چهره

تعطیلات ابتدای سال ۹۱ هم تمام شد و از امروز دوباره تلاش جدی برای کار و زندگی شروع می‌شود.به عنوان اولین پست سال ۹۱ تصمیم داشتم موضوع خوب و متفاوتی را انتخاب کنم که پخش مجدد سریال “مرد هزار چهره” و دیالوگ آخر مهران مدیری موضوع خوبی برای نوشتن من شد.

مسعود شصتچی پس از اینکه در سفرش به تهران به‌جای آدم های مختلفی قرار گرفت و مشکلات عدیده‌ای برایش بوجود آمد، در جلسه دفاعش در دادگاه عبارات زیبایی گفت که به نوعی حرف دل بسیاری از ما آدم هاست. ” جناب قاضی من فقط اشتباهی بودم” و چه گناه بزرگیست اشتباهی بودن!

شاید بشود برای سال جدید تصمیم گرفت که هیچوقت و هیچ‌‎کجا اشتباهی نباشیم. اشتباهی درس نخوانیم، اشتباهی کار نکنیم و حتی اشتباهی عاشق هم نشویم! شصتچی از ضعیف بودن بودن خودش گفت و اینکه توانش برای مقاومت کم بود. شصتچی در دادگاه اعتراف کرد اما بسیاری از ما نمی‌خواهیم به ضعیف بودن خودمان اعتراف کنیم و به نقشی که دیگران برای ما در نظر می‌‎گیرند اعتراضی نمی‌کنیم و سرگرم می‌شویم. چه تعداد از ما در رشته ای تحصیل می‌کنیم که خودمان آن را انتخاب نکردیم؟ کدامیک از ما مشغول کاری هستیم که برای شخصی با ویژگی‌ها و علایق ما نبوده است؟

بنظرم بهتر است همه ما بیشتر فکر کنیم و اگر اشتباهی در جایگاهی قرار گرفته‌ایم، قوی باشیم و مقاومت کنیم.شاید ما هم مانند شصتچی بگوییم که از سهم کسی نزده ایم و به هیچ‌کس هم آزاری نرسانده‌ایم و چیزی را هم خراب نکرده‌ایم… اما یادمان باشد اشتباهی بودن خودش جرم بزرگی است! کافیست به زندگی انسان‌های موفق تاریخ نگاهی بندازیم و ببینیم که همه آنها زمانی به موفقیت رسیده‌اند که جایگاه خودشان را شناخته‌اند و به دنبال آن رفته‌اند و اتفاقا اکثریت آنها سختی‌های زیادی را تحمل کرده‌اند اما در نهایت از تصمیم خود راضی بودند.

کمی فکر کنید…شما هم اشتباهی هستید؟

 

برچسب:

سالی که گذشت

۲۹ اسفند, ۱۳۹۰ | ۱۰ نظرات | در موضوع چه خبر از همینا؟ | پریا فرهادی

قبل از نوشتن آخرین پست سال ۹۰ داشتم نوشته‌های یک سال گذشته رو مرور میکردم. فراز و فرودها و حس و حالی که در این یک سال داشتیم با خواندن مطالب برای من دوره شدند. آغاز سال ۹۰ مصادف با خیز همینا برای رشد بود. امتحان کردن راه‌های تبلیغ که برخی از آنها با موفقیت زیادی همراه بودند ، دست زدن به کارهایی که هیچکداممان در عمر بیست و چند ساله‌مان تجربه نکرده بودیم یا شاید حتی به آنها فکر هم نکرده بودیم، انتخاب برخی راه‌ها و مواجهه با شکست و برگشت از راه رفته… هرچه از آغاز سال فاصله گرفتیم رشد همینا به صورت تدریجی و ملایم بیشتر شد تا همین روزهای آخر سال که شلوغ‌ترین روزهای همینا از ابتدای فعالیتش تا به الان بوده است.

در این یک سال هم افراد خوش انصاف دیدیم و هم افرادی که قدری نسبت به ما کم لطفی کردند. یاد گرفتیم که قرار نیست همه‌ی آدم‌ها قدر زحمت دیگران را بدانند و هستند کسانی که چشمشان را می‌بندند و اعتماد تو را بی‌پاسخ می‌گذارند. یاد گرفتیم که دوستان همینا را دوست داشته باشیم و از کسانی که کم‌لطفی می‌کنند بگذریم…

یاد گرفتیم که جلب اعتماد افراد چگونه میسر می‌شود و مشتری وفادار کیست. دانستیم برای این که رشد کنیم باید مدام به دنبال یادگیری باشیم. به دنبال مباحث جدید رفتیم که در سال گذشته اصلا به آن ها نپرداخته بودیم.

من به شخصه مطمئن شدم راهی که انتخاب کرده ام گرچه بسیار سخت، اما همان چیزی هست که می خواستم. در این مسیر ثابت قدم تر شدم. مسیری که من را هر روز با یک مساله جدید مواجه می کند و تکرار در آن معنا ندارد.

و مهمترین چیزی که به آن باور پیدا کردیم این است که باید یاد بگیریم، یاد بگیریم و یاد بگیریم. از همه ی کسانی که به ما مطالبی آموختند متشکریم.

سال نو را به همه ی شما تبریک می گوییم.

 

 

برچسب: ,

قدم اول را خوب بردار!

۱۸ اسفند, ۱۳۹۰ | ۴ نظرات | در موضوع منِ مدیر باید بدانم! | زینب جم

قطعا یکی از ویژگی های کسب و کارهای نو این است که قدم در راهی می‌گذارند که مجبورند بیشتر مسیر را خودشان به عنوان نفر اول طی کنند. یک تیم کوهنوری را در نظر بگیرید که در یک روز سرد زمستانی سعی در عبور از  مسیر برفی کوهستان را دارد.اعضای تیم که به‌شکل مرتب پشت سر هم در حال حرکت هستند، حق ندارند از نفر اول که “سرقدم” تیم است جلو بزنند. معمولا این وظیفه به باتجربه ترین فرد تیم داده می‌شود؛ چرا که کار سختی را در پیش رو دارد. او باید به عنوان نفر اول در برف قدم بردارد و برای دیگر هم تیمی هایش پاکوب درست کند تا به این روش مسیر صحیح را به دیگران بشناساند.

اگر شما هم در تجارت خود نفر اول هستید باید بدانید که انتخاب مسیر با شماست و این دیگران هستند که به دنبال شما از همان مسیر خواهند آمد و البته در این راه سختی کمتری را تحمل خواهند کرد. بیایید به جای هم تیمی‌ها، رقبا را در نظر بگیریم. رقبایی که قدم های شما را به دقت نظاره می‌کنند، اگر خوب بود جا پای آنها می‌گذارند و اگر کاستی داشت خودشان قدم هایی را برخواهند داشت که به مراتب از مال شما بهتر خواهد بود.

چند روز پیش به‌طور اتفاقی سایتی را دیدیم که بنظر می‌رسید گام‌های ما را زیر ذره‌بین گذاشته بود. برخی از حرفهای نویی را که گفته بودیم تکرار کرده بود و در بعضی از موارد که مسیر را کج رفته بودیم، درستش را اجرا کرده بود. به جرات می‌توانم بگویم که من و دوستانم از قبل به اکثر این ایرادات آگاه بودیم؛ اما کمبودها، محدودیت‌ها، بی‌تجربگی‌ها و شاید حتی کم توجهی‌های خودمان باعث شده بود که تعداد زیادی از آنها تا به امروز رفع نشده بودند. البته این را هم می‌دانیم که تنها با از بین بردن نقاط ضعف دیگران نمی‌شود از آنها جلو زد و خوشبختانه در این اتفاق هم چون این رقیب جدید حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد، ما فرصت جبران کوتاهی‌های خود را خواهیم داشت.

اینبار فقط دانستن مفهوم SWOT نمی‌توانست به ما کمک کند. شناخت ضعف هایمان که یکی از چهار فاکتور اصلی SWOT است، زمانی مثمر ثمر خواهد بود که سعی در رفع آن موارد نماییم؛ اگر خود ما نقاط ضعف را از بین نبریم دیگران خیلی زود آنها را به رخ ما خواهند کشید. این‌بار هم همینا برای ما تجربه‌ی گرانبهایی شد…

برچسب: , ,

یک کافه‌ی خلوت و لیموناد نعنایی

۰۷ اسفند, ۱۳۹۰ | ۱۰ نظرات | در موضوع جور دیگر باید دید | پریا فرهادی

گاهی وقت‌ها در کار پیش میاد که احساس می‌کنی همه‌ی مشکلات با هم دیگه رو سرت آوار شدند. به همین خاطر ممکنه تمرکزت به هم بریزه، حواست پرت بشه، از بس به مشکلات فکر می‌کنی یادت بره به دنبال راه‌حل‌ها باشی و … هزار مشکل دیگر. وقتی مشتری‌ها بی انصافی کنند، همکارها مسئولیت کارشون رو قبول نکنند یا تعهدها کمرنگ بشه ممکن هست انقدر اعصابت خورد بشه که حتی نقاط ضعف دیگر هم به چشمت خیلی بزرگ بیان یا هر مشکل کوچک دیگری حالت رو بدتر بکند.

اما بین این همه مشکل و گرفتاری، شاید قدم زدن و فکر کردن بتونه بهت آرامش بده. تا وقتی آرامش پیدا نکنی نمی‌تونی از بند این مشکلاتی که ذهنت داره درونشون غرق میشه رها بشی و تا وقتی ذهن آزاد نداشته باشی نمی‌تونی درست برای مشکلاتت تصمیم بگیری و راه‌حل پیدا کنی. پس داشتن یک ذهن آروم به اولویت تو باید تبدیل بشه.

این روزها هم از روزهای پر از مشغله‌ی ذهنی برای همینایی‌هاست. اما می‌دونم تا ذهن آرومی نداشته باشیم هیچ چیزی درست نمیشه. حالا باید ببینیم این آرامش ذهن چطوری به دست میاد. شاید با یک پیاده‌روی طولانی، یا شاید هم یک کافه‌ی خلوت و یک لیموناد نعنایی یا …. مهم این است که آرامش داشته باشی!

 

برچسب: ,